فیلم مظنونین همیشگی موفقیتش را مدیون تک تک المان هایش می باشد . بازی های بی نظیر مخصوصا کوین اسپیسی در نقش وربال و گابریل بایرن در نقش کیتون ، کارگردانی فوق العاده و بی نظیر برایان سینگر که در دومین تجربه ی فیلم سازیش به این ترکیب فوقالعاده دست می یابد و همه چیز را به بهترین شکل رهبری می کند ،فیلمنامه ای که به حق لایق جایزه ی اسکار بود و اولین نوع فیلمنامه بود که از تکنیک پایان بندی شگفت آور استفاده می کرد ، تدوین و فیلمبرداری و جلوه های ویژه ی کم نظیر و در نهایت موسیقی بسیار فوق العده و تاثیر گذار که بسیار به شگفت انگیز بودن فیلم کمک می کند ! کوین اسپیسی آنقدر یک چلاق را خوب بازی می کند که نمی توان جایزه ی اسکار را به او نداد . گابریل بایرن چنان بازی می کند که انگار آل پاچینو در پدرخوانده بار دیگر در یک فیلم ظاهر شده ، بنسیو دل تورو هم مثل همیشه خوب است . و در کل فیلم چنان عالی است که نمی توان رتبه ای پایین تر از 22 در بین تمام فیلم های تاریخ سینما نصیبش کرد ( رتبه ی کاربران IMDB ) . رتبه ای که می توانست بهتر هم باشد .

 

نکاتی که در فیلمنامه آمده اند چنان ریز و مهم هستند که حتی وقتی وربال در دفتر پلیس می گوید : " مدتی در گروه آواز کار می کردم " چنان مهم است که کمتر کسی باور می کند . یا وقتی می گوید : " در گواتمالا قهوه می چیدم " که همه ی این ها را از روی برد پشت اتاق خوانده بود . وقتی که لیوان قهوه ی پلیس می شکند و با اسم " کوبایاشی " به عنوان مارک لیوان بر می خوریم را بیاد آورید . انگار سینگر لیوان را بر سر بیننده می شکند و می گوید : " 96 دقیقه سر کار بودی !! " وقتی که عکس چهره نگاری شده از فکس دستگاه پلیس بیرون می آید باورمان نمی شود که این همان وربال - کایزر شوزه - است . وربال آنقدر باهوش است که وقتی پلیس موفق به دستگیری او نمی شود تماشاچی خوشحال می شود . چطور می شود کاری کرد که بیننده به جای طرفداری از پلیس به حمایت از یک قصاب جانی که به خانواده اش هم رحم نمی کند ، بر بیاید ؟!

 

درست که وربال همان کایزر شوزه است اما چنان به نظر می رسد که کایزر شوزه بیشتر یک افسانه باشد چنان که در فیلم هم گفته می شود . نقش کیتون ماجرا را پیچیده تر می کند و می خواهد به ما ثابت کند که کایزر شوزه خیالی است . وربال هم کمکش می کند :" بزرگترین حقه ی شیطان این بود که این باور را بوجود آورد که وجود ندارد " و شوزه هم همین طور عمل کرد . شوزه چنان قوی و با نفوذ است که بیشتر به همان افسانه ها می ماند . چنان ترسناک است که به شیطان تشبیه می شود :

 

- به این آقا بگو شیطان کی بود ...

 

- ( به مجاری ) KAISER SHOZE ...

 

چنان قوی است که وربال به پلیس می گوید : " خیال می کنی خیلی با هوشی ؟ خیلی زرنگی ؟ می تونی کایزر شوزه رو دستگیر کنی ؟ " فرقی ندارد کایزر ، کیتون است یا وربال چون وقتی پلیس هم می اندیشد که کیتون همان کایزر است از وربال می خواهد به پلیس پناه بیاورد - که شاید نمادی باشد از نیکی و خیر - ولی وربال می گوید : " شانسم رو امتحان می کنم " وربال چنان ترسی در پلیس از کایزر ایجاد می کند که ما هم کم کم باورمان می شود که کایزر نمی تواند وربال باشد . " به نظرت می تونستم بهش شلیک کنم ؟ اگه تیرم خطا می رفت چی ؟ " یا جایی که کوبایاشی - که هرگز نمی دانیم اسمش چیست - از احتمال سلاخی شدن وکیلی که با کیتون دوست است می گوید . همه می خواهند نشان دهند که شیطان اگر هم به قدرتی که برایش متصورند نباشد ، طرفدارانش این قدرت را برایش متصور ساخته اند ."کیتون می گه که به خدا اعتقاد داره و ازش می ترسه . منم به خدا اعتقاد دارم ولی از تنها چیزی که می ترسم کایزر شوزه ست ". کیتون شیطان را قبول نداشت . از همان اول هم به کوبایاشی می گفت که کایزر شوزه ای در کار نیست و در جمله ی قیل همین ادعا را می توان ثابت کرد که کیتون همیشه طرف خیر بوده با این که گنا هم می کرده . بیاد آورید که او یک پلیس بوده که اخراج شده است . نمی توان ادعا کرد که شیطان خود کایزر شوزه است اما می توان او را به شیطان تشبیه کرد .

 

سکانسی که هر مجرم می آید و جمله " لطفا اون کلید ها رو بده من " را می خواند برای بیننده درون هر کدام از شخصیت ها را رو می کند : یکی دیوانه ، یکی با فحش های خیلی رکیک ، کیتون خیلی عادی و وربال که خیلی هم مودبانه جمله را ادا می کند که شاید به این خاطر است که شیطان همواره تظاهر به خوبی کرده است . فیلم همچنین سکانس های خیلی زیبا و با دقت به جزییاتی دارد که به چند مورد اشاره می کنیم :

 

وقتی کوبایاشی کیف حامل پرونده ها را برای 5 نفر می آورد ، پرونده ها به ترتیب مرگ آنها روی هم چیده شده اند . نشان نظم . دقت و سرنوشت از پیش تعیین شده ی انسان است .

 

قبل از منفجر شدن بمب در کشتی McManus دارد آهنگ " مک دونالد پیر یک مزرعه داشت " را می خواند که این آهنگ سنتی که چیزی مثل یه توپ دارم ما است با " بوم بوم بوم " تمام می شود که همان صدای بمب است .

 

مرد مجاری وقتی اسم کایزر شوزه را می آورد دچار افزایش ضربان قلب می شود که همان ترس از شیطان را تداعی می کند .

 

در پایان باید گفت که بدون توجه به نقص های احتمالی که دیگر منتقدان بر این فیلم نوشته اند ممکن نیست که فرد عاقلی نقدی منفی بر این فیلم بنویسد . این فیلم همواره در تاریخ خواهد ماند به عنوان یکی از 10 فیلم برتر تاریخ سینما ( شخصا رتبه های IMDB را قبول ندارم ) . در جایی خواندم که "دو بار دیدن این فیلم واجب و سه بار دیدنش مستحب می باشد " !!!


نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/٩
تگ ها :