احترام به پدر و مادر

فردوسی سخن گوی فرهنگ ایرانی است و در این موضوع

کاملا رعایت امانت را کرده است.

یکی از این موارد احترام به پدر و مادر است.

اسفندیار به توطئه شخصی به نام گرزم توسط پدرش

گشتاسب به بند کشیده می شود و سالها در این وضع می

ماند. پس از حمله ارجاسب تورانی به بلخ و کشته شدن

لهراسب و شکست گشتاسب  او از جاماسب کمک می

خواهد. جاماسب می گوید :

تو دانی که فرزندت اسفندیار                     همی بند ساید به بد روزگار

اگر شاه بگشاید او را ز بند                        نماند بر این کوهسار بلند

در نتیجه جاماسب برای نجات اسفندیار می رود و او را راضی

میکند که به نزد گشتاسب برود و انگاه اسفندیار با یک ضربه

زنجیر و بند را پاره می کند. پس یعنی او میتوانسته قبلا هم این

کار را بکند ولی به احترام پدر در بند مانده بود.

بعد از این ماجرا گشتاسب به اسفندیار میگوید:

پذیرفتم از کردگار بلند                        که گر تو به توران شوی بی گزند

به مردی شوی در دم اژدها                 کنی خواهران را ز ترکان رها

سپارم ترا تاج شاهنشهی                 همان گنج بی رنج و تخت مهی

چنین پاسخ آوردش اسفندیار             که بی تو مبیناد کس روزگار

به پیش پدر من یکی بنده ام              نه از بهر شاهی پژوهنده ام

به تخت آورم خواهران را زبند              به بخت جهاندار شاه بلند  

و در این ابیات هم میبینیم که با پدرش در نهایت احترام هم کلام

می شود.  

                                                                            رینب بهمن          

/ 3 نظر / 13 بازدید
ترنج

شرمنده شدم[ناراحت]

نیره

در عوض وقتی مادرش او را نصیحت می کند و از جنگ با رستم باز می دارد به مادر توهین می کند و او را بی خرد می خواند.

نیره

تو عنوان پست رو گذاشنی احترام به پدر و مادر و اسفندیار رو مثال زدی خواستم بگم بهتره عوان پست رو بذاری احترام به پدر و توهین به مادر این طوری صحیح تره و بیشتر با شخصیت اسفندیار مطابقت داره