بی اعتمادم کن به همه "دن یا" اینکه با من باش...

1) هیچ چیز این روز ها دست خودم نیست... حتی سرهنگ قذافی هم دیگر هیچیش دست خودش نیست چه رسد به امثال من... 

2)‌ مردم بد جوری بی ادب شده اند... یا بوده اند و من خبر نداشتم... یا خبر داشتم و نخواستم بدانم... یا دانستم و نخواستم به روی خودم بیاورم... هیچ جا دیگر نمی توانی اظهار نظر کنی! ویدیو هایی که توی یوتیوب گذاشته می شود ... تحتش را که بخوانی تازه می فهمی مردم چقدر بی ادب شده اند... کافیست در فیس بوک جایی بگویی از فلان بازیکن خارجی فلان تیم بدت می آید _این یکی هر چی فحش بود به شخص بنده داد!_ طرفدار دو آتیشه اش می آید هر چی عشقش می کشد و لایق خانواده اش را راست راست به تو می گوید و می رود... مردم خیلی بی ادب شده اند...

3) یک سوال: این ترانه سلام آخر خواجه امیری شما را یاد چه چیزی می اندازد اولین چیزی که به ذهنتان می آید بگویید... بگویید می خواهم خاطرات مشترکمان را ببوسم.

4) هر روز توی اینترنت می گردم... درگیری های لفظی بامزه ای در ایران وجود دارد! بین گلرویی و بمانی ! مشایی و حاج منصور! اساتید ادبیات و غیره... مادر سهراب و لاریجانی! ... کلا مملکت زیبایی داریم که اجازه می دهد افراد اوقات فراغتشان را به صورت هیجان انگیزی پر کنند!

5)‌ "به سبک رادیو پس فردا و فرشید منافی"

جدیدا کشف بزرگی حاصل شده! 

گفته بود: هر رابطه ای یه عمری داره عمر رابطه ما تموم شده! بعد از دو سال می گوید: یکی از دلایل تمام شدنمان مسائل بعد از انتخابات 88 بود که باعث شد بفهمم شما چطور فکر می کنید!!! 

موقعیت های مشابه:

×) دوست شما می گوید پرتقال را دوست دارد شما سیب را دوست دارید! رابطه تان همین جا تمام است! 

×) شوهر خواهرتان دوست دارد ماشین اسپرت سوار شود شما دوست ندارید! با خواهرتان قطع رابطه کنید!

×)‌ همسرتان دوست دارد فوتبال ببیند شما برنامه مشاعره!  =  طلاق!

×)‌ پدرتان در انتخابات به آقای سوزن رای می دهد شما به نخ نامرئی ! رابطه پدر فرزندیتان کلا تمام شده!!!

!

پ.ن1: دعا کنید... یادتان آمد ما را هم از نظر بگذرانید... 

پ.ن2: من دوست داشتم... دوست داشته باشم... دوست داشته شوم... این نیاز من بوده و هست... این روزها می دانم چیزی به پایان این عبارت نمانده است... دنیا باید از تنفر پر شده باشد ... تا بتوان زندگی کرد.

پارک روبه روی خونه مون... تیر 90

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوشنبه

منم همینطور یاد قیصر می افتم... می خواستم همینو بشنوم ازتون... بودر زینب و بگو! الهی قربونش برم .. همشهری جوان و ام پی تیری های 128 مگ!!!! حالا موبایلمون 8 گیگ حافظه داره هیچیم توش نیست! موبایل کیو پرت کردی؟! یادم نیست ... لکه ماشین لباسشوییی خدای من .... خدای من... خدااااا برای سید مهدی تولد بگیر من میخوام بیام! :*

شنبه

ای وطن به تن تا جان دارم پر از شكوه ایثارم بگو در این دنیا بدون تو كجا سر بگذارم؟ اینك به شیوه ی باران ببار به تربت یاران ایثار فروغ ایمان ای ایران تویی همه ی ایمانم... صفای تو را من می‌دانم گویم نامت ایران

شنبه

حامی ارزش دوباره گوش دادن را داره

زینب

شنبه و دوشنبه جان بیشتر از این شرمندم نکنید. به اندازه کافی خودم عذاب وجدان اون روزها رو دارم و حالا دارم درک میکنم این را که میگویند :گذشته آدم هیچ وقت پاک نمی شود.

زینب

فکر میکنم علت این چیزهایی که گفتی بیشتر از هر چیز بی دینی مردم است البته دین واقعی نه فقط ادعا .دین فقط شده وسیله ای که شاید دنیای بهتری داشته باشیم همین و اصلا به اون طرف فکر نمیکنیم و سعی میکنیم خودمونو بی خود اذیت نکنیم. نزدیک یک ماه است که داریم روزه میگیریم. واقعا کداممان به اندازه ارزنی عوض شدیم .اصلا فهمیدیم برای چه روزه میگیریم . یا فقط طبق عادت یا یه جور عذاب وجدان راه سالهای قبل را ادامه دادیم. خیلی منبر رفتم[نیشخند]

زهرا بهره مند

سلام مرضی.. چه عکس قشنگی . پر از نور و رنگ.. و در این دنیای با ادب چه خوب و هیجان انگیز است با آدمهای با ادب رفت و آمد کردن و با ادبی را یاد گرفتن.

هانی

خوب و خوش باشید سلام ما را به جناب مهندس برسانید

هانی

من اون ترانه رو نشنیدم...

دوشنبه

سمفونی ایثار مجید انتظامی:) فکر کنم البته :دی

دوشنبه

ئه شمام که اومدین هلند!