اگر کوسه ها آدم بودند...

دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای "کی " پرسید: «اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی‌های کوچولو مهربان‌تر می‌شدند؟»

آقای کی گفت:البته! اگر کوسه ها آدم بودند توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی می‌ساختند. همه جور خوراکی  توی آن می‌گذاشتند. مواظب بودند که همیشه پر آب باشد. هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند. برای انکه هیچ‌وقت دل ماهی کوچولو نگیرد گاهگاه مهمانی های بزگ بر پا می‌کردند، چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است. برای ماهی ها مدرسه می‌ساختند وبه آنها یاد می‌دادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند. درس اصلی ماهی‌ها اخلاق بود. به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است که خودش را در نهایت خوش‌وقتی تقدیم یک کوسه کند.

به ماهی کوچولو یاد می‌دادند که چطور به کوسه‌ها معتقد باشند و چه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند؛ آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست می‌آید.

اگر کوسه ها ادم بودند در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت. از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند. ته دریا نمایشنامه‌ای روی صحنه می‌آوردند که در آن ماهی کوچولوهای قهرمان، شاد وشنگول، به دهان کوسه ها شیرجه می‌رفتند همراه نمایش آهنگهای محسور کننده یی هم می‌نواختند که بی اختیار ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می‌کشاند. در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهیها می آموخت:

"زندگی واقعی در شکم کوسه ها اغاز می‌شود!"

 

برتولد برشت ( 1898 تا 1956) 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
زینب

وای .خدایا. چه حقیقت تلخی. چه می توان کرد؟چه میشود کرد؟

شنبه

مذهب ساختۀ دست بشر درست، ولی مذهب واقعی و حقیقی این طور نیست.