یادش به خیر وقتی که تازه وارد دانشگاه شده بودیم و تازه داشتیم به مرور دنیا رو کشف می­کردیم..

اون وقت ها نمی­دونستیم که روزی کم­کم صاحب دنیا می­شیم و همین همکلاس­های ما هستند که امور دنیا رو به دست می­گیرند.. من معلم می­شم، تو کارمند یک اداره، اون یکی مدیر یک قسمت و ....

  

دنیا آروم آروم تغییر می­کنه

طوری که به تغییر آروم­ش عادت می­کنیم

(شنبه)

/ 5 نظر / 5 بازدید
زینب

واقعا نصف بیشتر دنیا رو تو درره دانشجوییم کشف کردم. دوره خوبی بود. تغییر دنیا مثل تغییر آروم و بی صدای بدن انسانه .میگن تو هر لحظه میلیونها سلول تو بدن انسان از بین میره و میلیونها سلول جدید به وجود میان به طوری که میشه گفت آدم الان کاملا متفاوت با آدم ده سال پیشه.

فهیمه

سلام.راستش تعجب کردم پستتو دیدم انگار درخواست من بابت اون لطفی که امروز در حقم کردی پیامدهای خیر داشت و اینجا را آپ کردی ساده و بی آلایش اما پر مفهوم بود درست مثل خودت[گل]

2 شنبه

سلام دوست جون! ایمیلت ما رو به گریه انداخت... اینترنت ندارم که خیلی بتونم در ارتباط باشم... به یاد بیار روزهایی که هیچ کس فکرش را نمیکرد اینطوری بشود!

2 شنبه

دلم برات تنگ شد حاج خانم!

نیره

یکی هم می شه خانه دار! امور دنیا رو اداره کردن با صاحب دنیا بودن خیلی فرق داره...