برام عادت شده اینکه تو باشی توی هر لحظه ام ...

پراگ ...

 

کوتنا هورا شهری در نزدیکی پراگ

 

 

 

کلیسایی که با اسنخوان 40000نفر ساخته شده بود

کلیسایی که آن را با استخوان 40000 نفر آدم ساخته بودند...

.................................................................................................

کتاب تنهایی پرهیاهو را می خواندم که به پراگ رفتم...چند سال پیش... لازم نبود حتما ترس را به چشم ببینی تا بدانی پراگ چه جور جاییست... پراگ...روح ندارد... روح سردی دارد اگر هم داشته باشد... کلیسا کلیسا و کلیسا... حتی یک با حجاب هم به زور پیدا می شد! نگاه های سرد و سرشار از نفرتشان را می شد هر کجا احساس کرد... من چند روز پیش از پراگ بر نگشتم.... من وقتی تنهایی پر هیاهوی هرابال را می خواندم در اتوبوس شهرک غرب هفت تیر ساعت های زود صبح! به پراگ رفته بودم... به پراگ سرد و بی روح کافکا... به ترس و تنهایی ... به سیاهی های حکومت های دینی ... به کلیسا ها شکنجه سراها و حتی آبجو فروشی ها... همان روزها هم از آنجا برگشتم... وقتی مرد تنهایی پر هیاهو می ترسید زیر هجوم کوه کتابهاش بمیرد... 

پراگ زیبا بود... یکی از زیباترین های دنیا هست ... اما روح ندارد. لبخند

 

...............................................................................................................

پ.ن:   دوستان اگر کسی از خانم شنبه خبر دارد به اینجانب اطلاع دهد و اگر تلفنی از ایشان دارند به بنده ایمیل بزنند... با این هزینه های هنگفت بنده چند باری زنگ زدم منزلشان !!! کسی بر نداشت و دست آخر خانمی گفت : تلفنشون مسدوده زنگ نزن!

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب

از این نظر که فکر میکنم یه جوری فکر میکنی که قبلا نمیکردی.فکرت عوض شده.

دوشنبه

ها ... چشم و گوش بچه رو باز کردن ننه ... دیدی چه خاک وچوک شدیم:دی

فهیمه

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1406533

فهیمه

سلام چرا به روز نمیشه اینجا؟ 8روزه

هانی

سیاهی حکومت های دینی...

دوشنبه

chera fahime .......kash aksasho nemizashti kash mane khar sate 2 nesfe shab ina ro nadide boodam!

فهیمه

من خودم حالم خیلی بد شد آره شاید نباید میذاشتم اما واقعیته تلویزیون ایران هم پخش کرد و مردم که چقدر ابراز خوشحالی میکردن و میگفتن ایکاش روز بود تا همه میدیدند ببخش مرضی

شنبه

مرضی گردنمون کج شد برا دیدن این عکس ها.. نشکنه این پل!! [نیشخند]

شنبه

شلوغ نکن بچه .. این کامپیوتر ما خراب شده بود و به دلایل متعددی دو هفته در مغازه خاک می خورد و تازه به دست ما رسید..

دوشنبه

ها ها این کجکی عکس انداختن سبک سمیراست :) دوستمون که اینجا باهم میریم بیرون با هم! همه اش کجکی می اندازه عکسارو :دی