میون موندن و رفتن کنار تو گرفتارم ...

آدم نمی داند باید چه کند وقتی میان دو جمله گیر کرده باشد..

وقتی میان دو حالت ، دو حس معلق باشد..

وقتی نمی داند از کدام شاد و از کدام ناراحت باشد...

من میان چند خط پایین 

بد جوری گیر افتادم...

میان شادی 

"دارم می آیم"

و غم 

"دارم می روم..."

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
نیره

زندگی پره از این تضادها...

جمعه

من اين حس رو وقتی از مدينه به سمت مکه می رفتيم داشتم واقعا نمی خواستم مدينه را ترک کنم شوق احرام هم داشتم يک چشم اشک شوق يک چشم اشک غم...

فهیمه

حس غریبیه هم شیرین هم تلخ مثل یه جور درد شیرین