مغالطه (نوشتار دوم: انکار)

     یکی از مشهورترین شیوه‌های مغالطه «انکار» است. انکار را به اسامی دیگری نیز نام‌گذاری کرده‌اند که گرچه شاید اسامی بهتری برای این شیوه باشد اما چون مشهورترینشان همین واژه است ما نیز به همین نام معرفی‌اش می‌کنیم.

     مهمترین دلیل ایجاد انکار، ضعف ذهن انسان و اشتباه او در پیدا کردن مسیر عقلانی است. انسان همواره در وهله‌ی نخست، به اصطلاح ریاضی‌دان‌ها همه چیز را صفر و یکی می‌بیند. به اصطلاح منطقیون همه چیز را دوگانه می‌داند و به اصطلاح ‌نقاش‌ها و عکاس‌ها سیاه و سفید... انسان در اولین گام، فکر می‌کند وجود یک چیز درست مقابل عدم آن است حال آنکه اینطور نیست.

     انکار زمانی رخ می‌دهد که ما عکس نتیجه‌ی یک گزاره را نتیجه‌ی معکوس همان گزاره بپنداریم. یعنی وقتی جمله الف نتیجه‌اش جمله ب باشد. معکوس ب را نتیجة معکوس الف بدانیم. بگذارید یک مثال ساده بزنم:

قانون گذار گفته:

اگر شهروند ایران باشید می توانید در تمام ایران سفر کنید.

آیا می توان نتیجه گرفت:

اگر شهروند ایران نیستید نمی توانید در تمام ایران سفر کنید.

     در وهلة اول احتمالا پاسخ شما بله است! اما باید گفت از آن قانون نمی توان این نتیجه را گرفت. به این موضوع فکر کنید و ببینید چقدر از طریق انکار، استدلال اشتباه کرده‌اید یا با مغالطه مشابه روبرو شده‌اید...

     اشتباه از آن نقطه آغاز میشود که ما «اگر» را در جملات، به صورت ناخودآگاه، مساوی «فقط اگر» فرض می کنیم. آن وقت تصورمان این است که معکوسش نتیجه معکوس می دهد.

==============================

* در مثال هفته گذشته کارشناس برنامه نود گفت: «1. اگر آن سه توانایی را داشته باشید گل زن موفقی هستید.» و نتیجه گرفت «2. مهاجمان ما آن سه توانایی را ندارند پس موفق نیستند»

در حالی که نتیجه گزاره اول -حتی اگر درست باشد، گزاره دوم نیست.

چرا؟

/ 1 نظر / 6 بازدید
سایه

چون ممکن است غیر از آن سه توانایی ، توانایی های دیگری هم باشد که باعث موفقیت بشود...