مغالطه (نوشتار نخست: تعریف)

     با توجه به بحثی که در زمینه مغالطه‌ و تعریف آن و انواع آن در میان مجادله‌های هفته‌ی گذشته در وبلاگ در گرفت؛ تصمیم گرفتم با اجازه‌ی برادران رفعت‌نژاد عزیز، پست چهارشنبه‌ها را به تعریف انواع مغالطه‌های ساختاری و بررسی و شرح چند مثال در مورد هر یک، اختصاص دهم. البته مشروط بر میزان استفاده و استقبال دوستان از مطالب.
     تعریف مغالطه برای عموم تقریبا روشن است. مغالطه یا مغلطه، مترادف با سفسطه، به معنای استدلال نادرست و به اشتباه انداختن مخاطب است. فرقی هم نمی‌کند که آیا مغلطه‌گر عمدا مغالطه می‌کند یا واقعا معتقد است استدلالش درست است.
     مغالطه انواع بی‌شماری دارد و طبقه‌بندی و معرفی انواع آن به معنای این نیست که مغالطه در این انواع مشخص، محدود می‌شود؛ بلکه اهل علم و منطق، تلاش کرده‌اند با کشف ساختارهای ثابت سفسطه‌های رایج، برای آنها نام‌گذاری کرده و آنها را دسته‌بندی کنند تا در هنگام مباحثه، راحت‌تر بتوانند به اصطلاح مچ شخص مقابل را گرفته و به او نوع مغلطه‌ی موجود در استدلالش را گوشزد نمایند.
     گفتنی است کشف مغالطه نیاز به علم‌آموزی در این زمینه، یا خواندن کتب منطق و مجادله، یا دانستن انواع رایج آن ندارد. آنچه بسیار مهم است «هوش» شماست. هر چقدر «باهوش‌تر» باشید، آسان‌تر می‌توانید مچ مغلطه‌گر را بگیرید و البته به همان میزان هم توانایی شما در سفسطه کردن بالا خواهد رفت!!
     در اینجا برای شروع بحث سه مثال می‌آورم و از شما می‌خواهم سعی کنید کشف کنید مغلطه، در هر کدام از آنها کجا و به چه شکل رخ داده است.

     مثال اول:
     از دوستم پرسیدم: «چرا درس می‌خوانی؟» گفت: «چون دانشجوام! دانشجو شغلش درس خواندن است. دانشجو مهمترین وظیفه‌اش درس خواندن است. دانشجو درس نخواند که دیگر نمی‌شود به او گفت دانشجو!» دیدم راست می‌گوید...

     مثال دوم:
     کارشناس برنامه‌ی نود، در شرح علت عدم موفقیت مهاجمین تیم ملی گفت: «ما امروز علی دایی را در اختیار نداریم. بزرگترین عوامل موفقیت علی دایی در گلزنی 1. قد بلند 2. قدرت بدنی بالا و 3. توانایی استفاده مساوی از هر دو پایش بود. مهاجمی که این سه ویژگی را داشته باشد موفق است. پس وقتی مهاجمین ما نه قدرت بدنی بالا دارند نه قد بلند دارند و عموما یا چپ پا و یا راست پا هستند، طبیعی است که ناکار آمد باشند.»

     مثال سوم:
     من شیطان‌پرست نیستم. اصلا از این مسایل چیزی نمی‌دانم و سر هم در نمی‌آورم. اگر چیزی از شیطان‌پرستی می‌دانستم در همین مسابقه تلویزیونی سال قبل، وقتی در فینال از من و رقیبم در مورد شیطان‌پرستی سوال شد پاسخ می‌دادم در حالی واقعا چیزی نمی‌دانستم و رقیبم پاسخ داد و برد! وقتی چیزی در مورد شیطان‌پرستی نمی‌دانم چطور می‌توانم شیطان‌پرست باشم؟

==================
* مغلطه‌ی مثال اول را «مصادره به مطلوب» می‌نامند. این مغلطه در مبحث «الفاظ» و در شاخه‌ی «ترادف و تساوی» رخ داده است. در مثال دوم ترکیبی از سه مغلطه‌ی «تعمیم ناروا» «تفرید» و «انکار» پدید آمده و مثال سوم یک نمونه‌ی هوشمندانه در «نفی ماعدی با اثبات شیء» است که از مشهورترین اشکال سفسطه می‌باشد.
** سعی کنید سوای نام این مغلطه‌ها ساختار آنها را با توضیح این مثال‌ها کشف کنید. یادتان باشد که در علم منطق آنچه شما را گیج می‌کند اسامی قلمبه سلمبه است! بیخیال اسامی سعی کنید مغلطه را نشان دهید.
*** اگر ادامه‌ی این مباحث برایتان جذاب است حتما بگویید تا ادامه دهم.

   

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

سلام. من فقط مثال اول رو تونستم دقیق تحلیل کنم. فکر میکنم در س خواندن رو اشتباه معنی کرد. منظور سوال کننده این بود که اصلا به چه نیتی تصمیم گرفتی که درس بخونی و به تبعش رفتی کنکور دادی و الان خودت رو تو کار درس خوندن انداختی... خیلی جالب بود.[لبخند] خواهش میکنم ادامه بدید.[متفکر]

سایه

راستی ببخشید. ظاهرا افرادی که اینجا پست میذارن همگی با هم دوست و همکلاسی هستن. من از طریق دنبال کردن لینکها اینجا رو پیدا کردم. خوشحال میشم اگه اشکالی نداره در بحث های جذابتون من رو هم شریک بدونید.[خجالت]

فهیمه

سلام مثال دوم در جواب سوال علت عدم موفقیت تیم آمده که هر مهاجمی که قد بلند قدرت بدنی بالا و توانایی استفاده مساوی از هر دو پا رو داشته باشه موفقه (تعمیم ناروا)و چون علی دایی اینا رو داره موفقه و حالا که ما تو تیم علی دایی رو نداریم شکست میخوریم(تفرید)..به نظرم از جزئیات یه حکم کلی داده و در آخرم میگه چون بقیه مهاجمان این خصوصیت رو ندارن پس موفق نیستند(انکار) البته نمیدونم چقدر تحلیلم درسته

فهیمه

مثال سوم میگه چون اطلاعی از شیطان پرستی نداره پس شیطان پرست نیست و یه جورایی نتیجه میگیره که چون رقیبش جواب سوال رو داد پس اون شیطان پرسته در صورتیکه اطلاع داشتن در مورد شغلی یا فرقه ای دلیل بر عضو اون بودن نیست

سایه

لطف دارید.فقط دوست داشتم گاهی در بحث هاتون شرکت کنم. همین. فکر نمیکنم کسی از جمع دوستان منو بشناسه. حالا اگه معذب هستید که نظر ها رو این چند روز اخیر تو فیلتر تائید کذاشتید، میتونم جور دیگه ای باهاتون همراه بشم...

فهیمه

میشه این جمله رو بیشتر توضیح بدین برام اطلاع نداشتن در مورد شغل یا فرقه ای می تونه تا حد زیادی دلیل عضو بودن یا نبودن باشه یعنی اگه در مورد شغل یا فرقه ای اطلاع داشته باشه پس عضوشه یا برعکس؟یا اینکه رابطه ی عموم خصوصی داره؟ برام جالب بود

فهیمه

آره منم برای همین سوال کردم ممنون که توضیح دادین خیلی خوبه این بحث ها و سوال جوابا ممنونم ازتون که فتح باب کردین

مینا

از لطفتون ممنونم اگه میشه بیشتر توضیح بدبد و در این باره مطالب بیشتری بذارید.

مینا

من مطالبتون رو امروز خوندم خیلی خوشم اومد اگه میشه در این باره بیشتر توضیح بدید.ممنون

بهزاد

عالی عالی عالی دست مریزاد