تو این روزهای سیاه و مریض فقط ... به کمی چای واسه من بریز..

دنیا شبیه سینماست
از وقتی چشم وا می کنی
رو به یه پرده ی سفید
فقط تماشا می کنی


میان و میرن آدم ها
نقش اونا عوض میشه
یه روز تماشاچین و
یه روز دیگه هنر پیشه


یه روز حمید هامونن
اسیر شک فلسفی
یه روز رضا مارمولکن
در میرن از هر طرفی


بعضی ها زیر پوست شهر
درگیر خون بازی می شن

مثل علی سنتورین
به مرگشون راضی میشن


خیلی ها تا آخر عمر
فقط سیاهی لشگرن
تو بازی نقشی ندارن
نه می بازن نه می برن

 

"سینما"

رضا یزدانی

آلبوم ساعت فراموشی

/ 8 نظر / 11 بازدید
جمعه

توی درام زندگی بگو که نقش ما چیه کی کات آخرو می گه؟ سناریو دست کیه؟

جمعه

من ترانه خصوصیش رو خیلی دوست دارم و اونی که یه حاهایی رو مجبوره!

نیره

آلبوم خوبیه. فقط ای کاش به جای اینکه اسم خواننده رو بنویسی اسم شاعر رو می نوشتی...

سایه

بسیار زیبا.[گل] با نظر نیره موافقم که کاش نام شاعرش رو هم مینوشتی.

عالی بود ممنون

فهیمه

قشنگ بود فیلم های مورد علاقه ام(هامون و زیر پوست شهر)تداعی شد برام

دوشنبه

اونکه مجبوره و اون که یادش نمیاد رو خیلی دوست دارم... دیشب رفتیم کنسرتش خیلی عالی بود! جای اونایی که دوسش دارن خالی :) من می خواستم آلبوم رو معرفی کنم و اسم خواننده آلبوم رو نوشتم

رهگذر

من یه عمریه نشستم به هوای یه نشونه با یه مشت فکری که انگار دو هزار سالشونه