کانون اندیشه جوان (نوشتار دوم)

     پاییز 87 تا تابستان 88 در کانون اندیشة جوان محافلی برای شعرخوانی برگزار می‌شد که به یمن آشنایی با حامد صلاحی و با توصیة او به کانون، برگزار کنندة دورة نخست این جلسات بودم. پس از یکسال و بعد از ورود به ماه رمضان، دور سوم این جلسات با مدیریت بنده به پایان رسید.

     یک هفته بعد یعنی نزدیک به پانزدهم رمضان 88 (پس از انتخابات) و میلاد با برکت امام حسن مجتبی (ع) رضا وحیدزاده با من تماس گرفت و با خبرم کرد که کانون اندیشه در نظر دارد محفل شعری را برای میلاد کریم اهل بیت (ع) برگزار کند و در آن از شاعران آیینی دعوت به عمل آورد. با توجه به مشکلاتی که برگزاری جلسه داشت و مهمترین آن تداخل برنامه با دیدار شاعران با رهبری بود، از او خواستم از کانون بخواهد جلسه را یک یا دو هفته به تعویق بیندازد که این جواب را شنیدم که: «نه... کانون می‌خواهد به شاعرانی که برای امام حسن (ع) شعر بگویند و در آن جلسه بخوانند یک ربع سکه جایزه بدهد.»

     بعد از برگزاری جلسه یک شب که رضا در خانه‌مان مهمان بود به او گفتم: «به ‌جای این همه دردسر کشیدن، کاش کانون برنامه‌ را می‌گذاشت یک هفته بعد توی شب‌های قدر برگزار می‌کرد برای مولا علی (ع) و از شاعران آیینی هم تقدیر به عمل می‌آورد.» گفت: «نه! دیگر آن موقع، شاعرانی که کانون قصد داشت از آنها تقدیر کند به قم برگشته‌بودند.» گفتم: «نمی‌فهمم! مگر بودند کسانی که کانون مشخصاً می‌خواست از آنها تقدیر کند؟» گفت: «بله... خب راستش در زمان انتخابات، خودت خوب می‌دانی که عموم شاعران ریز و درشت در جبهه سبز قرار گرفتند. چرا که حمایت از احمدی‌نژاد، آن روزها جرأت بسیار زیادی می‌خواست. با تمام فشارهایی که جامعة معروف به روشن‌فکر، به شاعران وارد می‌کرد، بعضی از بچه‌ها مردانه ایستادند و برای دکتر و پیروزی او شعر گفتند. حالا کانون می‌خواست به گونه‌ای محو، در میان همین جلسه، حمایتی از آنها کرده باشد.» گفتم: «یعنی کانون می‌خواست از شاعران انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد تقدیری غیر رسمی به عمل آورد؟» گفت: «بله، چیزی توی همین مایه ها!» گفتم: «یعنی پول بیت المال که دست نهاد رهبری ست مستقیماً صرف پیروزی یکی از کاندیداها شد؟» گفت: «نه اینطور نیست. این پول اولاً برای جلسة شعر امام حسن (ع) بود که خودت هم تویش شعر خواهی خواندی و سکه گرفتی امید مهدی‌نژاد هم که سبز بود سکه گرفت. ثانیاً اگر این پول قبل از انتخابات صرف می‌شد شاید حرفت درست بود اما الان ما بعد از انتخاباتیم و موضع خیلی‌ها روشن شده.» گفتم: «چرا موضوع را می‌پیچانی. نهاد رهبری از شاعرانی که برای یک کاندیدای خاص حمایت کرده‌اند تقدیر ضمنی و محو و غیر رسمی کرد. این کار شرعاً و قانوناً دچار مشکل است.» گفت: «نه! نهاد رهبری حق دارد سرمایه‌های خود را صرف سیاست‌هایی کند که به نفع نظام است. تو مسئول تعیین چگونگی خرج سرمایه‌های نهاد رهبری نیستی. تصمیم با تو نیست با رهبری ست که پولش را کجا صرف کند و اکنون فکر می‌کند به نفع نظام است که این شاعران شجاع را بنوازد...»

     پس از آن روز دیگر جلسات کانون را اداره نکردم. خود رضا ادارة آن جلسات را بر عهده گرفت و چرایش هم مشخص بود. من با آن «سیاست‌ها» جور نبودم. حضور من پای شاعرانی را به آن جلسات باز می‌کرد که کانون از حضورشان خوشحال نبود. کانون دوست نداشت توی جلسات، شعر سیاسی منتقد دولت خوانده شود و جالب این بود که از من می‌خواست این خواسته را صراحتاً به زبان نیاورم تا کانون همچنان موضع روشن‌فکر مآبانه‌اش را حفظ کند. حامد صلاحی مشخصاً به من می‌گفت: «به زبان نگو که شعر سیاسی یا عاشقانة تند نخوانند اما جلسه را طوری اداره کن و از افرادی دعوت کن که خود به خود افرادی که خواهان خواندن این اشعار هستند یا دیگر نیایند یا اشعار دیگرشان را بخوانند.» می‌گفتم: «مگر جلسة شعر آیینی ست؟» می‌گفت: «نه اما خب خط قرمز‌هایی هم دارد...»

     بعد از من کارشناس جلسات هم شد اسماعیل امینی که خوب آنچه را که کانون خواهان آن بود و دنبال می‌کرد، می‌فهمید و البته سوادش (نه ذوقش) هم بیشتر بود.     

امروز خوشحالم که دیگر آن جلسات را اداره نکردم و به این فکر می‌کنم با این جریان موسوم به انحرافی که مستقیما جلوی رهبری و خط‌ّمشی‌هایش قرار گرفته، امروز موضع و سیاست کانون چیست؟ آیا همچنان شاعران منتقد دولت را طرد می‌کند و حامیان احمدی‌نژاد را می‌نوازد؟

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

شما که میگید بعد انتخابات این هزینه شده؟؟؟؟بعد انتخابات که توضیحات لازم داده شد!!! عشق مردمی مال قبل انتخاباته که منم یکی از همون مردمم....

زینب

در مورد اظهارات خانم کلینتون باید بگویم به طور کاملا اتفاقی شنیدم در اخبار چه گفتند.بعد از حرف اخبار گو بلافاصله عین حرف خانم کلینتون پخش و سپس ترجمه شد.پس از شنیدن ترجمه دهانم باز مانده بود که خوب که چی؟کجای این حرف ثابت میکرد که در مسائل آن سال دست داشته اند.من هیچ گونه طرفداری از انها نمیکنم ولی حاضر هم نیستم به هیچ قیمتی حق را زیر پا بگذارم.ما که یک کمی نقد ادبی خواندیم(تاکید میکنم یه کمی )به راحتی

سایه

لحنتون به یک دانشجوی ادبیات نمیخوره ولی قبلا هم افتاده بود. مشکل شما اینه که چرا از هزینه بیت المال بذل و بخشش شده. منم میگم اولا بعد انتخابات داده شده چون رهبر نباید از یک کاندیدا حمایت کنه . دوما که دلیل حمایت بعدش رو هم خودشون بارها توضیح دادن.(هر چنداینکه این جریان از طرف دولت یا رهبر باشه کمی مشکوکه) حالا اگر این برای شما قابل پذیرش نیست میتونید باز هم به صحبت های خودشون برگردید. من هم ترجیح میدم ارتباطم با شما رو به صورت چند نظر راجع به مباحث دیگه اجتماعی یا علمیتون ادامه بدم.البته اگر خودتون بخواهید...

نیره

اصولا کار سانه ها برعکس جلوه دادن حقایق است...

زینب

بله کامنت را کاملا خواندم و در مورد کامنت هر چه خواستم بگویم دیگران گفته بودند.اما در مورد خانم کیلینتون چیزی به ذهنم رسید که گفتم.

سایه

عذر میخوام.تو شرایط خوبی ننوشتم.در مورد ارتباط منظورم این بود که این مباحث سیاسی رو ادامه نمیدم(ولی تو بقیه پست ها هستم. اینم یه جور ارتباطه دیگه.نیس؟؟)چون در کنه ماجرا نبودم و اینکه کی این هزینه رو واقعا پرداخت کرده و چه چیز هایی اتفاق افتاده .ترجیح میدم دیگه اظهار نظر نکنم.چون این حرفا درمورد هر دو طرف زیاده و چه بسا مثل شما عینا کسی از تجربه اش بگه... هر چند نمیدونستم ظاهرا چند پست در میان سیاسیه!!! به نظرم هنوز زمان لازمه تا گرد و خاک این فتنه بخوابه و حقایق بیشتر آشکار بشه. همین قدر که پی حقایق هستیم قطعا یه جایی به هم میرسیم.... راستی در مورد لحن هم خوب ببخشید[دلشکسته] فکر کردم این حرف یعنی عصبانی یا ناراحتی!!!! گفتم از قبل بگم من به این یه مورد خیلی حساسم[قهر] تازه اگه میدونستم دانشجوی دکترا هستی عمرا... یه جور دیگه حرف میزدم...[شرمنده][نیشخند]

حامد صلاحی

سلام هانی جان دگربار تلاشهایت را می ستایم برای برپایی حلقه ای پویا و سالم بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش [گل][گل][گل]

سایه

دکترا یا هر مقطع دیگر .... هر کجا هستید موفق باشید اما... مهم اینه که هر حرفی رو در مورد چنین رهبری به راحتی نمیشه پذیرفت...

سایه

منم منظورم حرف شما نبود. کلا گفتم این یه موردباید باشه.... من نمیفهمم شما چرا فکر میکنید من بالفطره مخالف شما هستم؟!!!! گفتید مقطعتون دکترا نیس منم گفتم هرجا هستی موفق باشی و با رهبرت. یه دعا که انقدر موضع گرفتن نمیخواد. اگه مشکل من رهبر بود که از اول حرف خودشون رو پیش میکشیدم و انقدر بیخود وقت خودم و شما رو نمیگرفتم. اصلا من که پذیرفتم که تو این جریان خلافی صورت گرفته...

سایه

تقصیر اسم وبلاگتونه!! "آسمون ریسمون"!!! [گل][لبخند]